ترجمه آهنگهای خارجی
ترجمه بهترین متن های موزیک. فیلم .ترجمه آهنگهای خارجی ترجمه متن های انگلیسی شما !
سلام Flying Started a search to no avail Believe there's truth that's beyond me And it feels like I'm flying above you Layers of dust and yesterdays And it feels like I'm flying above you...... Just freedom is only a hallucination That waits at the edge of the distant horizon And we are all strangers in global illusion Chasing the dream as they swim out to sea The mirage ahead says that they can be free Become lost in delusion drowning their reason Swept on by the current of selfish ambition Frightened ashamed and afraid of the blame The questions are screaming the answers are hiding The sickness is growing distracted condition You can feel the disgust and smell the confusion Lying insane getting soaked in the rain Draining the sky of the guilt and the shame The nightmare is coming the clouds are descending Pulled under two thousand metres a second Clawing at walls that just slip through my fingers Darkness consuming collapsing and breaking Distilled paranoia* seeped into the walls And filled in the cracks with the whispering calls Shadows are forming ِ take heed of the warnings Creeping around at four in the morning Lie to myself start a brand new beginning But i'm losing myself in this fear of living Freedom is only a hallucination That waits at the edge of the places you go when you dream Deep in the reason betrayal of feeling The mistakes that I made tore my conscience apart at the seems Freedom is only a hallucination That waits at the edge of the places you go when you dream Freedom is only a hallucination That waits at the edge of the places you go when you dream Deep in the reason betrayal of feeling The mistakes that I made tore my conscience apart at the seems Freedom is only a hallucination That waits at the edge of the places you go when you dream ANATHEMA - Wings Of God No one can find me هیچ کس نمیتونه منو اینجا، در روحم پیدا کنه و حال، خودم را آرام می کنم هیچ کس من رو نمیشناسه در مشکلات تو گیر افتادم میدونم چرا؟ و اگه باز سر راحم قرار بگیری یعنی باز به تو اتمینان می کنم؟ یعنی باز تورو درک می کنم؟ هیچ کس نمیتونه منو اینجا، در روحم پیدا کنه و حال، خودم را آرام می کنم هیچ کس من رو نمیشناسه در گوشه نشینی خودم هیچ وقت. . .هیچ وقت اینقدر تنها نبودم و بعضی چیزها به زمان نیاز دارن و بعضی وقتها زمان انسان رو به چیزهای دیگه راه نمایی می کنه و این زمان هست که حکم فرماست قوانینی رو حکم فرماست که محدودن که عقل انسان از فهمیدنشون عاجزه در این دنیای آشفته بالاخره همه ما روزی خواهیم مرد و از دست این قوانین و دردهای وصف نا پذیر خلاص خواهیم شد Anathema - Lost Control Life has betrayed me once again, باز زندگی به من خیانت کرد قبول دارم که بعضی چیزها هرگز تغییر نمی کنن اجازه دادم ذهن کوچک شما دردو رنج من رو بزرگنمایی کنن و تنها چیزی که برام باقی گذاشت وابستگی مادی به عقلی سلیم بود آره، دارم سقوط می کنم، چقدر دیگه باید سخت روی این قضیه کار کنم؟ نمیتونم بگم که دلیل سقوطم چیه! در این عجبی که چرا ترجیح میدم تنها باشم!؟ I'm coming to an end, دارم به انتهایی می رسم می فهمم که میتونستم چی باشم نمیتونم بخوابم، پش نفسی عمیق می کشم و پشت شجاعترین صورتکم مخفی میشم ANATHEMA - One Last Goodbye How I needed you چقدر بهت نیاز دارم چقدر غمگینم ، تو رفتی! در خیالاتم تورو می بینم بیدار که میشم تنهای تنهام میدونم که نمیخواستی منو ترک کنی قلبیت شوق موندن داشت اما اون عشق پر قدرتی که نسبت به تو داشتم در آخر تسلیم شد! به طریقی فکر میکردم که یک روز من رو اینطور ترک کنی به طریقی میدونستم که هرگز. . .هرگز پیشم نمیمونی و در روشنایی یک صبح زود و بعد از سکوت آرام بخش شب تو قلبم رو با خودت بردی و من غمگینم میتونم در رویا هام ببینمت I can tell you how I feel میتونم بهت بگم که چه احساسی دارم میتونم تو رویا هام در آغوشت بگیرم و این احساس کاملا طبیعیه هنوز درد(جداییت) رو احساس می کنم هنوز عشقت رو احساس می کنم هنوز درد(جداییت) رو احساس می کنم هنوز عشقت رو احساس می کنم به طریقی میدونستم که هرگز. . .هرگز پیشم نمیمونی به طریقی فکر میکردم که یک روز من رو ترک کنی و در روشنایی یک صبح زود و بعد از سکوت آرام بخش شب تو قلبم رو با خودت بردی ای کاش، ای کاش میشد بمونی. . .
پست این بار مربوط می شود به گروه بزرگی از بریتانیا به اسم Anathema.
گروهی که توسط دو برادر در سال 1990 شکیل شد و یکی از معدود گروهایست که از دوم متال تا اتمسفریک راک را تجربه کرده است.
همانطور که از اسم گروه هم پیداست(Anathema یعنی کسی که کلیسا بخاطر افکار کفرآمیزش طرد یا حتی می کشد) اشعار آنادما در ابتدا با کمی لفافه انتقاد تندی داشت نسبت به افرادی که چشم و گوش بسته راه اطاعت از کلیسا را پیش رو گرفته اند. اما با گذشت زمان که گروه تغییر سبک داد, اشعار هم بی تغییر نماند.
همواره از گوش دادن به آهنگ های این گروه چه کارهای قدیمی و چه جدید لذت می برم و نوشتن این پست را تنها ابراز علاقه ایی به یک گروه محبوب بدانید که اشعارش در قالب کلمات هیچ زبانی قرار نمی گیرد.
عاشقانه هایشان سخیف نیست , فیلسوفانه هایش عمیق نیست.شاید بهتر باشد تنها بگویم: شعرهایشان در اوج زیباییست.
...............
Flying اسم آهنگ اول این پست خواهد بود که به عقیده من و بسیاری از طرفدارهای گروه, یکی از زیباترین آهنگهای گروه در آلبوم های اخیر بوده.
می شود گفت "Flying" داستان کسیست که سالها آرزو مردن و فهمیدن تمام واقعیت های بعد مرگ(کشف وجود یا عدم وجود خدا,حقیقی بودن یا دروغین بودن ادیان, کشف نمای واقعی تمام اتفاقات و...)را داشته, به آرزویش می رسد ولی...
پرواز
جستجویی برای استفاده شروع شد
A light that shines behind the veil
نوری که پشت پرده می درخشید,
trying to find it
تلاش می کنی تا پیدایش کنی
And all around us everywhere
و در اطراف ما مملو بود
Is all that we could ever share
از چیز هایی که می توانستیم بهم بدهیم
if only we could see it
اگر فقط می توانستیم آنها را ببینیم
باور کن حقیقتی ماورای من است
Life ever changing weaving destiny
زندگی حتی سرنوشت نامعلوم را هم تغییر می دهد
و احساس می کنم انگار بر فراز سرت پرواز می کنم
Dream that I'm dying to find the truth
رویای اینکه بمیرم تا حقیقت را پیدا کنم(به حقیقت پیوست)
Seems like your trying to bring me down
انگار تو می خوای من را به پایین بکشی
Back down to earth back down to earth
به پایین بکشی و به زمین برگردانی
لایه هایی از خاک و دیروزها(خاطرات)
Shadows fading in the haze of what I couldn't say
سایه ها در مهِ حرف هایی که نتوانستم برزبان بیاورم, محو می شوند
And though I said my hands were tied
و تمام حرفایی که زدم با دستان بسته بود (بعد مرگ دست انسان باز می شود)
Times have changed and now I find I'm free for the first time
اوضاع عوض شده و الان برای اولین بار احساس می کنم آزادم
Feel so close to everything now
احساس می کنم همه چیز در کنارم است
Strange how life makes sense in time now
زندگی چقدر نسبت به گذر زمان حساس و تغییر پذیر است
و احساس می کنم گویی بر فراز سرت پرواز می کنم.....

ازادی تنها توهمی بیش نیست
که در لبه افقی در دور منتظر است
و همه ی ما در این خیال باطل غریبه ایم
Wanting and needing impossible heaven
نیازمند و خواستار بهشتی غیرممکنیم
در حالی که انها به سمت دریا شنا می کنند
سرابی که جلوی ماست نشان میدهد که انها می توانند ازاد باشند
گم شدن در فریب غرق شدن عقلهایشان
منحرف شده با جاه طلبی های روزمره
ترسان و شرمسار از مقصرشناخته شدن
سوالها فریاد می زنند ِ جوابها پنهان میشوند
بیماری به حالت دیوانه کننده ای رشد می کنند
می توانی نفرت را حس کنی و پریشانی را ببویی
دروغهای احمقانه در باران غسل داده می شود
ابکشیدن اسمان ِ گناه و ننگ
ابرها پایین میآیند و کابوس آغاز می شود
۲۰۰۰متر بر ثانیه پایین کشیده شده
چنگ زدن به دیواری که از میان انگشتانم می لغزد
تاریکی می شکند ِ متلاشی می کند و تحلیل می رود
قطرات پارانویا از درون دیوارها می تراود
و با نجوا شکافها را پر می کند
به هشدارها توجه کن ِ سایه ها پیشرفت می کنند
در ۴ صبح به اطراف می خزند
به خودم دروغ می گویم تا یک آغاز کاملا نو داشته باشم
اما خودم را در ترس از می بازم
ازادی تنها توهمی بیش نیست
که در لبه جایی که هنگام رویا میروی منتظر است
در اعماق عقل خیانتِ احساسات
بنظر می رسد که اشتباه هایم وجدانم را می درد
ازادی تنها توهمی بیش نیست
که در لبه جایی که هنگام رویا میروی منتظر است
ازادی تنها توهمی بیش نیست
که در لبه جایی که هنگام رویا میروی منتظر است
در اعماق عقل خیانتِ احساسات
بنظر می رسد که اشتباه هایم وجدانم را می درد
ازادی تنها توهمی بیش نیست
که در لبه جایی که هنگام رویا میروی منتظر است ..
Here in my soul
Kicking and screaming
Out of control
جایی که افسار گسیخته در حال جیغ زدن و دست و پا زدنم
Calm myself down now
Nobody knows
No one can find me
Here in my soul
هیچ کس نمیتونه منو اینجا، در روحم پیدا کنه
Hooked on your problems
Do I know why
And if you come my way again
Would I lend a hand
Would I understand
No one can find me
Here in my soul
Kicking and screaming
Out of control
جایی که افسار گسیخته در حال جیغ زدن و دست و پا زدنم
Calm myself down now
Nobody knows
No one can find me
Here in my soul
هیچ کس نمیتونه منو اینجا، در روحم پیدا کنه
Solitude was never.. never seen as loneliness
And things need.. they need time
And time leads to other things
And playing roles
Which are limited
By the poor fund of knowledge
In this sick, sick world
We all fall down
Once in a while
Escaping the law of the unexplained pains
I accept some things will never change.
I've let your tiny minds magnify my agony,
and it's left me with a chem'cal dependency for sanity.
Yes, I am falling... how much longer till I hit the ground?
I can't tell you why I'm breaking down.
Do you wonder why I prefer to be alone?
Have I really lost control?
کنترلم رو از دست دادم!؟
I've realised what I could have been.
I can't sleep so I take a breath and hide behind my bravest mask,
I admit I've lost control.
How I grieve now you're gone
In my dreams I see you
I awake so alone
I know you didn't want to leave
Your heart yearned to stay
But the strength I always loved in you
Finally gave way
Somehow I knew you would leave me this way
Somehow I knew you could never.. never stay
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
And I grieve
In my dreams I can see you
In my dreams I can hold you
And it feels so real
I still feel the pain
I still feel your love
I still feel the pain
I still feel your love
And somehow I knew you could never, never stay
And somehow I knew you would leave me
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
I wished, I wished you could have stayed
| Design By : Night Skin |



